You are here

سنگسر.آی آر

نخستین و پربازدیدکننده ترین سایت شهرستان مهدیشهر

دوشنبه, 28 آبان 1397

سخنرانی جناب آقای دکتر جابر عناصری

ایمیل پرینت PDF

 


 

 

 

متن سخنرانی جناب آقای دکتر جابر عناصری در اولین گردهمایی انجمن مهدیشهری های مقیم مرکز


ضمن عرض سلام و با تشکر از جناب آقای غلامحسین عبدالحسینی که به نظر من نماینده ای بود از جانب سنگسریهای عزیز و پذیرفتند که از سال 54 تا امروز در خدمتتان باشم .

(در این خصوص) می خواهم آن مطلبی که برای دکارت ،  فیلسوف قرن شانزدهم انگلستان پیش آمده بود را بازگو کنم .

دکارت فیلسوف بسیار ثروتمندی بود که در گوشه خانه می نشست و مدام به خودش می گفت : قلب چیست؟ خون چیست ؟ و خود پاسخ می داد قلب غده ای صنوبری شکل است و خون بخاریست جاری در رگها، هر روز چوپانی در می زند و برایش شیر می آورد برای این معروفترین فیلسوف ، روزی(چوپان که از این وضعیت) ناراحت شده بود محکم زد به شیشه و گفت : آقای فیلسوف بیرون بیایید با شما کار دارم . وقتی (دکارت) بیرون آمد گفت: چه می جویی؟ بیا من این بره را در راه علم قربانی می کنم ، سر بره ای را برید و گفت: دستت را بزن، وقتی دستش را زد گفت : به این می گوید خون ، لزج هم هست، قرمز هم هست، سیال هم هست قلبش را بیرون آورد و گفت : این را هم می گویند قلب . . .

اگر چنانچه این تحقیقات ژرفا نگر نبود در میان سنگسرییهای عزیزو نمی گذشتم از چهل و چهار منزل که تا برسم به سرزمین زیبای کویر و کویر دهر ببینم و در آنجا ببینم که سنگسریهای مومن حتی چه ترانه های می خوانند : قدمگاه علی با سم دلدل . . .

 ما نشستیم در گوت ها (Gwt) ، گوت که مال ها ( Gwt ke mal ) ، در چفت (  caft ) ، و در میردکه (mird ke ) ، و دیدیم که چگونه پندیر ( pander) ، درست می کنند و آرشه (arse) ، و دیدیم که تیلم پر (tilem par ) ، چیست و در خیل (Xil) ، چگونه مخته بادها (Moxte bad) ،محصولات را برمی دارند .

و سرگذشت تحصیل من در انگلستان گره خورده بود به اینکه من آذری از پشت (دامنه) کوه سبلان یک دفعه  بیایم و به زیارت امام زاده قاسم (ع) مشرف شوم.

 اسنادی که در مورد سنگسر در پیس منست تصور نمی کنم در پیش هیچ کس باشد ...

حمد و سپاس خدای را که قلعه سنگسر، با قدرت والا و دست توانای حضرت حجه منتظر ، فرزند برومند فاتح قلعه خیبر مظفر و پیروز باز آمده و از آن بزرگوار به نام حسینیه المهدی بنا می گردد تا به آستان تابناک سرور جوانمردان جهان حضرت سید الشهداء (ع) تقدیم گردد.

خدا رحمت کند سرکار خانم لیلا اعظمی را اگر ایشان این شعر زیبا را در مورد سنگسر سرودند ، من شعر های زیادی به زبان سنگسری به یاد دارم و یادداشت نموده ام !!!

گل آقا خون هی هی میکرد / ننه گل آقا

سیصد سوار را پی میکرد / ننه گل آقا

علیمادی نوچه بود / ننه گل آقا

حال که دورون درونه / ننه گل آقا

نعش شما در سمنونه / ننه گل آقا

عکس شما در تهرونه / ننه گل آقا

 که بر علیه سیستم ظالم قیام کردند و یاغی تلقی شدند ، ولی جوانمردانی بودند که در کوچه آشتی کنان سنگسر بارها گریسته بودند .

شکی نیست که سنگسر استعداد ترقی دارد، می خواهم از نظر فلسفی عرض کنم استعداد صنعتی شدن سهل است ، سنگسر باید مستقلا دانشگاه داشته باشد . این حرف کسی است که چهل سال در عرصه مقدس دانشگاه ها تدریس کرده است ، می دانید سنگسر چیست؟ فرهنگ کوچک را همه می شناسند، فرهنگ ساده را همه می شناسند، فرهنگ پیچیده را شناختن کار مشکلیست.

نمایاندن فرهنگ پیچیده برای کسانی که اطلاعی از قوه زبانشناسی و گویش ها ندارندکه باید اصلا در ایران ما این شعبه گویش شناسی در سنگسر دایر گردد.

من وقتی بروشور (همایش) را می دیدم دیدم که نوشته اند از هنرهایشان قالی بافی است و بعد آماده بودند صحبت کرده بودند که سراگیر = Gira sar هست و گژین =  kazin هست و .... اما نوشته بودند : مقنعه، خواستم بدانم چرا ننوشته اید مکنه =  makene  و ساخته مکنه =  saxte makene  چرا از چنگوم =  cangwm  صحبت نکرده اید؟

این همه ابزارهای زیبا را سنگسریها دارند .....

 

برای مطالعه ادامه این سخنرانی به وب سایت رسمی انجمن مهدیشهری های مقیم مرکز ( www.mahdishahr.org ) مراجعه کنید .

 

نظر راجع به این مطلب

 

 
 
Tags: در, از, به, که, این, سنگسر, می, را, گفت, بود, گل, من, آقا, ننه, بودند

Share:Ask!BlinkBits!Blinklist!Blogmarks!BlogRolling!Cannotea!Del.icio.us!Digg!Diigo!DZone!Free and Open Source Software NewsFacebook!Fark!Faves!FeedMeLinks!Furl! GodSurfer!Google!linkaGoGo!Live!Ma.gnolia!Maple!Mister-Wong!Mixx!MyLinkVault!MySpace!Netscape!Netvouz!Newsvine!RawSugar!Reddit!ShoutWire!Simpy!Slashdot!Smarking!
Spurl!Squidoo!StumbleUpon!Swik!Tailrank!Technorati!Wists!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن