You are here

سنگسر.آی آر

نخستین و پربازدیدکننده ترین سایت شهرستان مهدیشهر

دوشنبه, 28 آبان 1397

مصاحبه با حاج آقا عبدالحسینی مالدار با سابقه سنگسر

ایمیل پرینت PDF
 
حاج آقا عبدالحسینی
 

حاج آقا عبدالحسینی  فرزند مرحوم ملا غلامحسین عبدالحسینی در سال 1295 در سنگسر به دنیا آمد . ایشان از جمله با سابقه ترین مالداران سنگسری هستند که سالهای سال به دامداری در ییلاق و قشلاق پرداخته اند . حاج آقا عبدالحسینی پدر شهید حسین عبدالحسینی و شهید محمد عبدالحسینی خاطرات فراوانی از سنگسر دارند که مصاحبه با ایشان با توجه به کسوت ایشان و احترام به بزرگان سنگسری به عنوان اولین مصاحبه سایت سنگسر . آی آر تقدیم شما می شود.

جهت معرفی شخصیت های مهم و پیشنهاد برای مصاحبه با ما تماس بگیرید .

 

سنگسر . آی آر : حاج آقا وقت به خیر . در ابتدا بفرمایید از کی به دامداری پرداختید ؟

حاج آقا عبدالحسینی : من از 14 سالگی گوسفند داشتم و تا به حال نزدیک 80 سال است که کسب و کار من دامداری بوده است و الان چند سالی است دامداری را کنار گذاشته ام و بچه هایم دامداری میکنند  و من استراحت می کنم .

سنگسر . آی آر : حاج آقا در زمان شما سربازی وجود داشت ؟

حاج آقا عبدالحسینی : آری من وقتی جوان بودم برای سربازی اقدام کردم داوطلب شدم و در سمنان گفتند حالا نیرو نمی خواهیم 10 روز دیگر بیایید من به سمت خیل ارجمند  آمدم طرف خیل در راه به ما گفتند اسب شما گم شده ما اسب را در فیروزکوه سر بلندی پیدا کردیم و سوار بر اسب شدیم در راه برادرم معصوم خدا بی آمرز را دیدم که کوله بسته بود تا به دنبال اسب بیاید و من را دید و خوشحال شد . بعد از چند روز برای سربازی خواستم به سمنان بیایم که پسر عمویم را در راه دیدم و او گفت امسال سرباز نمی برند .

اما من رفتم و قبول نکردم . گفتم سرباز امسال نمی برند یعنی چه . سمنان رسیدم ساعت 6 بود و کدخدا من را بازخواست کرد که کجا رفته بودی و من دیگر سربازی نرفتنم و بعدا بخشیده شدم .

سنگسر . آی آر : ییلاق شما کجا بود ؟

حاج آقا عبدالحسینی : ما اوایل 10 سال سرلش بودیم که نزدیک سنگسر بود بعد کوه  ارجمند لاریجان آمدیم و بزم و الان 50 سالی است چپک هستیم .

سنگسر . آی آر : شما چند گوسفند داشتید ؟

حاج آقا عبدالحسینی : کما بیش 400 یا 500 گوسفند داشتیم .

سنگسر . آی آر : از خاطرات سنگسر برای ما تعریف میکنید ؟

ادامه مصاحبه را در ادامه  مطلب بخوانید ....

 

 

نظر راجع به این مطلب

 

 

 
 

سنگسر . آی آر : از خاطرات سنگسر برای ما تعریف میکنید ؟

حاج آقا عبدالحسینی : خیلی خاطره است در سنگسر قدیم راهزن ها در راه به ما می زدن و ما خیلی با این ها مکافات داشتیم ما یک نمونه را تعریف میکنیم . خیلی سال پیش دزدی بود که ما برای اینکه او دزدی نکند و اهل شود به او خیلی کمک کردیم و 20 روز به او غذا دادیم و جا تا دست از غارت بردارد . ولی این ناکس دزدها رانشانی می داد و بعدا دسته ای  درست کرد و او هنوز تفنگ دزد نشده بود و  چوب دزد بود . بعدا او در چاشم بیرق روس ها را گرفته بود و تفنگ دزد ( مسلح ) شده بود . این روال بود تا در زمان پهلوی پدر جنگی در خارتوران کویر شد و دو نفر خدمت بزرگی کردند به مالداران و دزدا را نابود کردند . ولی بعدا برای ما مشکل درست شد از ایشان و خود این ها که با دزد ها جنگیدند دزد شدند  .

سنگسر . آی آر :  از خاطرات سنگسر گفتید ار خاطرات ییلاق اگر ممکن است خاطره ای تعریف کنید ؟

 حاج آقا عبدالحسینی : ما سالها در چپک بودیم و در زمان پهلوی پسر یکی از کله گنده های پهلوی برای خیل ما آمد و او از قبل با ما اختلاف مذهبی داشت و با برادر من حاج شیخ حسن در مسجد تهران مشکل پیدا کرده بودند و از ما کینه کردنه بودند .

او در دستگاه آدم داشت و پروانه خیل ما را گرفته بود . آن سال گوسفند ما زیاد بود و ما درخواست پروانه کرده بودیم ولی به ما ندادند ولی به او 3000 پروانه دادند .

ما چند سال با هم جنگیدیم و من و برادرانم حاج علی و معصوم تنها بودیم . او 40 نفر آدم چاقو کش داشت .  اینها پروانه 40 گله را گرفته بودند و ما جنگلبانی رفتیم و گفتیم شما به ما گفتید اینجا جای گوسفند ندارد چطور پروانه او را صادر کردید . خلاصه ما پروانه را ساقط کردیم . سال دیگر او خانه ای در نزدیک خیل ما خرید و دوباره آمدند من جنگلبانی رفتم و شکایتش کردم اینها را خسته کردم و در کردم .  آن سال بازرسی شاهنشاهی تازه تاسیس شده بود ما محکوم کردیم که تلگراف زدند عبدالحسینی حق دارد . او خیلی ضربه زد . آنها با وزیر کشاورزی خوب رابطه ای داشتند و او گفت دستور وزیر است که عبدالحسینی و من هر دو باشند ولی من به دادگستری ارتش آمدم و اینها را محکوم کردیم و در کردیم . و در روزنامه و شاهنامه نوشتند که عبدالحسینی پیروز شد .

سنگسر . آی آر : خوب حاج آقا خیلی ممنون بیشتر از این مزاحم شما نمی شویم . ان شائ الله همیشه سالم باشید .

حاج آقا عبدالحسینی : التماس دعا

 

 

توضیح : از اشاره به برخی نامها در برخی موارد به علت جلوگیری از حساسیت خودداری شده است .

 

نظر راجع به این مطلب

 

 

 

Tags: در, از, به, با, آی, که, شما, آر, سنگسر, حاج, عبدالحسینی, را, مصاحبه, من, آقا

Share:Ask!BlinkBits!Blinklist!Blogmarks!BlogRolling!Cannotea!Del.icio.us!Digg!Diigo!DZone!Free and Open Source Software NewsFacebook!Fark!Faves!FeedMeLinks!Furl! GodSurfer!Google!linkaGoGo!Live!Ma.gnolia!Maple!Mister-Wong!Mixx!MyLinkVault!MySpace!Netscape!Netvouz!Newsvine!RawSugar!Reddit!ShoutWire!Simpy!Slashdot!Smarking!
Spurl!Squidoo!StumbleUpon!Swik!Tailrank!Technorati!Wists!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن